تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
قطعى مىكند به آنكه آنها همه موضوعند ، هر چند كه كرامت اولياء في نفسها ممكن باشد . و از اين قبيل است آنچه روايت شده است از ابى عُصمه ، نوح بن ابى مريم مروزى كه به او گفتند كه : از كجا مىگوئى از عكرمه از ابن عباس در فضايل هر سوره‌اى از قرآن ، وحال آنكه نزد اصحاب عكرمه چيزى از آنها نيست ؟ گفت : چون ديدم مردم را كه از قرآن رو گردان شده ، و مشغول به فقه ابوحنيفه وتواريخ محمّد بن اسحاق گشته‌اند اين حديث فضايل سور را وضع كردم قربتاً الى اللَّه ، و اين ابو عصمه را جامع مىگفتند ، پس ابو حاتم بن حيّان گفت : همه چيز را جمع كرده بود غير از راستگوئى . و روايت كرد ابن حبان از ابن مهدى كه گفت : گفتم به ميسره ابن عبد ربّه كه از كجا آوردى اين احاديث را كه هركه بخواند اين را اين قدر ثواب دارد ؟ گفت : اينها را وضع كردم كه مردم را راغب در قرآن سازم ، وچنين گفته‌اند در باب حديث طولانى ابّى در باب فضائل هر سوره‌اى از قرآن . پس روايت شده است از مؤمّل بن اسماعيل كه گفت : حديث كرد مرا شيخى به آن ، پس گفتم به آن شيخ كه كى حديث كرده است تو را به آن ؟ گفت : مردى در مدائن واو زنده است ، پس رفتم نزد او ، گفتم : كى حديث كرده است تو را ؟ گفت : مردى در واسط واو زنده است ، پس رفتم به سوى او وگفتم به او : پس گفت : حديث كرد مرا شيخى در عبّادان ، پس رفتم به سوى او ، پس دست مرا گرفت و داخل اطاقى شد كه در آنجا جمعى بودند از صوفيان و با ايشان شيخى بود ، پس گفت : اين شيخ حديث كرد مرا ، گفتم : اى شيخ كى حديث كرد تو را ؟ گفت : هيچ كس حديث نكرد مرا ، و ليكن چون ديدم كه مردم از
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 392 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )