تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
طرق حديث مشهور متواتر بالمعنى وارد شده است به اين عبارت : « من كذب علىّ معتمّداً ليضلّ به الناس » « 1 » تا آخر ، يعنى كسى كه عمداً بر من دروغ بندد كه مردم را به آن گمراه سازد ، وناقلان حديث اين زيادتى را باطل ساخته‌اند ، و حمل كرده‌اند بعضى از آنها « من كذب علىّ » را بر آنكه مراد آن است كه كسى گويد كه محمد ساحر است يا مجنون است ؛ تا به حدّى كه بعضى از آن مخذولان گفته‌اند كه حضرت فرموده است « علىّ » ، يعنى دروغ از براى ضرر من بندد و ما از براى نفع و تقويت دين او دروغ مىبنديم . وحكايت كرده است قرطبى در كتاب « مفهم » از بعض اهل رأى وقياس اينكه : آنچه موافق باشد با قياس مىتوان نسبت داد آن را به نبى صلى الله عليه و آله . و ديگر آنكه : روايت را گاهى اختراع وجعل مىكند واضع از پيش خود و گاهى كلام غير حجت ومعصوم را مثل بعضى از صلحا وقدماء حكما يا از كتب يهود و نصارى اخذ مىكند و آن را نسبت به حجج ومعصومين مىدهد ، يا حديث ضعيف السندى را سند صحيحى از براى او جعل مىنمايد تا آن را رواج دهد . و به تحقيق كه تصنيف كرده‌اند جمعى از علماء كتابها در بيان اخبار موضوعه ، از آن جمله است فاضل حسن بن صغانى صاحب كتاب « در الملتقط في تبيين الغلط » كه خوب است ، و از براى ابو الفرج ابن الجوزى حنبلى نيز كتابى هست نه به آن خوبى ، زيراكه ابن الجوزى ذكر كرده است در آن بسيارى از اخبارى را كه ادعاى وضع آنها نموده ، ودليلى بر وضع آنها نيست ، والحاق آنها به ضعيف اولى است ، و بعضى از آن ملحق به صحيح
هامش
( 1 ) صحيح بخارى : 1 / 35 باب اثم من كذب على النبى صلى الله عليه و آله و سلم ، الكافى : 1 / 62