تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
پاكيزه شدند گداخته مىشوند ، و چون گداخته شدند خالص مىگردند ، و چون خالص گشتند و اصل مىشوند ، و چون و اصل شدند متصل مىشوند ، و چون متصل شدند فرقى نماند ميانشان وميان محبوبشان . و ديگر آن است به احاديث قدسيه نسبت داده‌اند كه خدا فرموده‌اند : « يا عبادى من عشقني عشقته ، و من عشقته أدخلته الجنة » . يعنى : اى بندگان من هركه عاشق من شد عاشق او شوم ، وهركه را عاشق شوم داخل بهشتش كنم . و ديگر حديث مشهور است از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كه فرمود : « من عرف نفسه فقد عرف ربه » « 1 » يعنى هركس شناخت نفس خود را پس به تحقيق كه شناخته است خداى خود را . و از اينجا توهّم كرده است سهل بن عبداللَّه تسترى صوفى كه گفته است : للنفس سرّ ، و ما ظهر ذلك السّر على أحدٍ إلّاعلى فرعون ، حيث قال : ( أنا ربكم الأعلى ) « 2 » . يعنى : از براى نفس سرّى هست ، و ظاهر نشده است آن سرّ بر كسى مگر بر فرعون در وقتى كه دعوى خدائى كرد . و ديگر حديثى است كه طريحى در « مجمع البحرين » روايت كرده است در ترجمهء نفس به اين عبارت : وفي حديث كميل بن زياد : « قال : سألت مولانا اميرالمؤمنين عليه السلام عن النفس ، فقال : أى النفس تريد ؟ قلت : يا مولاي وهل هي إلّانفس واحدة ؟ فقال : يا كميل إنّما هي أربع : النامية النباتية ، والحسية الحيوانية ، والناطقة
هامش
( 1 ) عوالى اللئالى : 4 / 102 ، سفينة البحار : 2 / 603 ( 2 ) حلية الأولياء : 1 / 208