واستعلام حقيقت حال گويد كه : خداوندا از كجا معلوم مىشود كه نمرود با شما چنين كارى وظلمى كرده باشد ؟ پس خدا ساق پاى خود را بيرون آرد ولّته از روى زخم بردارد ، پس چرك و خون از آن روان گردد ، چون اهل محشر اين حال را مشاهده كنند همگى كلّهم به گريه وزارى شوند و از براى خدا به سجده روند ، و به اين اشاره نموده است به قولش در سورهء ق : ( يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ الَى السُّجُودِ ) « 1 » يعنى : روزى كه گشوده مىشود از ساق پا وخوانده مىشوند مردم به سجدهء خدا ، چون فاطمه اين مقدمه را بيند راضى شود ، پس حسين را حاضر سازند و با يزيد صلح دهند ، و دست همديگر را گرفته داخل بهشت شوند « 2 » . وچنانكه گذشت از مولوى از مقدمهء وعدهء شفاعت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به ابن ملجم « 3 » . و ديگر حديث علاء الدّوله است ، فنقل عن خط الشيخ علاء الدّولة السمناني العارف المشهور ما صورته : ممّا نقل عن الإمام الأعظم جعفر بن محمّد الصادق - سلام اللَّه و سلام رسوله وملائكته عليه وعلى آبائه العظام واولاده الكرام - في قوله تعالى : ( تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ ) « 4 » « من أناب أبصر ، و من أبصر عرف ، و من عرف طلب ، و من طلب وجد ، و من وجد وصل ، و من وصل اتّصل ، و من اتّصل أحبّ ، و من احبّ اشتاق ، و من اشتاق انس ، و من انس وَلَهَ ، و من وَلَهَ طرب ، و من طرب سار ، و من سار طار ، و من طار زار ، و من زار شرب ، و من شرب سكر .
هامش
( 1 ) القلم ( 68 ) : 42
( 2 ) تبصرة العوام : 30 و 31
( 3 ) خيراتيه : 1 / 15 و 16
( 4 ) ق ( 50 ) : 8