تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
را توافق عاشق ومعشوق در وقت ولادت دانسته‌اند ، وگفته‌اند كه : هر دو شخصى كه متفق شوند در طالع و درجه وستاره ، يا در برج طالعشان ؛ متّفق شوند در بعضى احوال ونظرات ، مثل مثلّثات از امورى كه معروف منجّمان است ؛ در اين صورت به هم رسد ميان آن دو نفر تعاشق . و بعضى گفته‌اند كه : عشق افراط شوق است به اتحاد . و آنچه دلالت مىكند بر آن نظر دقيق وفكر انيق وملاحظهء امور متعلقهء به عشق از اسباب كلّيه ومبادى عاليه وغايات حكميهء آن ؛ اين است كه عشق يعنى : التذاذ شديد از حسن صورت جميله ومحبت مفرطه به صاحب شمائل لطيفه ، وتناسب عضوها وخوبى تركيبها چون چيزى است موجود ، مانند سائر امور طبيعت در نفوس اكثر مردم به آن بدون تكلّف وتصنّع در آن . پس البته آن از جملهء امور مقرّرهء الهيه است كه مترتب مىشود بر آن مصالح وفوايد حكميه ، پس ناچار خوب ومحمود خواهد بود ، خصوصاً در صورتى كه ناشى شود از مبادى فاضله از براى ترتّب فوايد وغايات شريفه . امّا مبادى ، پس آن است كه : مىيابيم اكثر نفوس مردمى را كه از براى ايشان تعليم علوم شريفه وصنعتهاى لطيفه وآداب ورياضات است ، مثل اهل فارس وعراق وشام وروم ، و هر قومى كه در آن علوم غريبه و صنايع عجيبه وآداب بديعه رغيبه هست ، كه خالى نيستند از براى عشق ، كه منشأ خوش آمدن وشكل معشوق را پسنديدن است . و ما نمىيابيم كسى را كه قلبى لطيف ، وطبعى رقيق ، وذهنى دقيق ، ونفسى رحيم داشته باشد خالى از اين محبت وعشق در اوقات عمرش ، لكن مىيابيم نفوس قاسيه وقلوب جافيه وطبعهاى بد خلق را از أكراد وأعراب