تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
كه : به ضرب در مىآيد ، خواه مشتمل بر ترجيع صوت باشد ، وخواه نباشد ، و ديگرى آن است كه : به ضرب در نمىآيد اما مشتمل بر ترجيع صوت است . و هر كه « قرب الاسناد » على بن ابراهيم بن هاشم را ديده باشد مىداند كه از حديث نيز اين معنى مستفاد مىگردد . و چون دانسته شد كه ممكن است كه غنا بىترجيع واطراب حاصل گردد ، ونزد ما عرف معتبر عرف اهل خبرت است ، ومع ذلك حديث دال است بر اين كه هر يك از اين دو قسم كه مذكور شد غناست ، لهذا قول به تعريف غنا به آنچه در عرف آن را غنا گويند اعتبار دارد ، وگاه باشد كه مصنّفات موسيقيه غناى منثور وغناى منظوم را با هم جمع كنند . چنان كه اصحاب موسيقى در جائى كه تعريف تصانيف كرده‌اند از نقش وصوت عمل وهوائى ، ومرصع ، ورخمه ، وبسيط ، ونوبت وضربت ، وكل الضروب وكل النغم ، وكل الضروب والنغم وضربين ورائد بر آن اتّفاق نموده‌اند كه يك قسم از جمله تصانيف نشيد عرب است . وگفته‌اند كه : نشيد عرب آن است كه دو بيت عربى را نيز به نغمات ادا كنند و دو بيت را به نظم نغمات ، وبسيار باشد كه به طريق نشيد عرب بر ابيات فارسى تلحين كنند ، و به فارسى به اين طريق تصنيفها سازند . وباز گفته‌اند كه : آنچه در قديم انشاد كرده‌اند بر دور رمل ومخمّس كرده‌اند كه دو بحر است از بحور موسيقيه ، اما هر دورى يعنى هر بحرى از بحور موسيقيه كه خواهند انشاد مىتوان كرد . پس قطع نظر از آن كرده كه شعر و ذكر را با هم تركيب كردن - چنان كه صوفيان مىكنند - بدعت است ، و هر كه اندك تأمّلى بكند مىداند كه خوانندگى