وگفتهاند كه : هرچه از نغمات وابعاد واجناس وادوار ايقاعى و غير ايقاعى كه از ساير سازها از ذوات النفح وذوات الاوتار ، وطاسات وكاسات ، والواح حاصل مىشود از حلق انسان حاصل مىگردد بر وجه اتم واكمل ، زيرا كه از هيچ آلتى از آلات الحان جميع مقامها وشعبهها وگوشهها ورنگها حاصل نمىشود مگر از حلوق انسانى ، واداى حروف و كلمات مختلفه خود همين به نغمات والحان حلوقيه انسانيه مقرون مىشود ، و آن كسى كه نغمات والحان از حلق ادا مىكند ؛ فارسى زبانان از اصحاب موسيقى وغيرهم او را خواننده مىخوانند ، وعربى زبانان مطرب ومغنّى مىگويند ، و به زبان فرس قديم رامشگر وخنياگر مىنامند . پس غنا كه عبارت از خوانندگى ورامشگرى است به اصطلاح اصحاب موسيقى بر دو قسم است : يكى منثور ، و يكى منظوم . غناى منثور نغمات وتحريراتى است كه به آن دور ايقاعى نباشد ، يعنى به وزنى وبحرى از اوزان وبحور موسقيه خوانده نشود . وغناى منظوم آن است كه به ادوار ايقاعى باشد ، يعنى به وزنى وبحرى از اوزان وبحور موسيقيه خوانده شود ، يعنى به ضرب در آيد چنان كه به اصول وتقطيعِ آن ؛ انواع آلات لهو از دفوف ومزامير وطنابير و غير آن توانند زد ، واصولِ دست توانند كوفت ، و به آن تقطيع واصول ورقص توانند كرد ، و آن را به عرف ارباب موسيقى تصنيف مىگويند ، اعم از آنكه مشتمل بر تحريرات باشد - كه فقهاء آن را ترجيع صوت مىگويند - يا نباشد كه بعضى گمان كردهاند كه غنا منحصر در اين قسم است . پس معلوم مىشود كه به عرف ايشان غنا دو فرد دارد ، يكى آن است
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٣٣٤