تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
يكديگر ، مثلا : بحر هزج چهار مفاعيلن است ، و اگر « عيلن » آغاز باشد و « مفا » انجام ؛ بحر رجز مىشود كه چهار مستفعلن است . و اگر از آغاز باشد و « مفاعى » انجام ؛ بحر رمل شود كه چهار فاعلاتن است ، وعلى هذا القياس ، و از اين وادى است اصول ايقاعيه ؛ چه هر دو به مثابهء مصراعى است ، وازمنهء متخلّلهء ميان فقرات به مثابهء حروف ، و از همه اغرب آنكه جستن رگ بر طرز نسب موسيقى است « كه با حيثيّت » از احوال نغم و از ازمنهء مذكوره . واوّل را صناعت تأليف گويند ، وثانى را علم ايقاع . . . ، ومدار ملايمت هر دو بر نسب تقدير - كه تفاوت ميان آن دو مثل يكى از متفاوتين باشد - مانند هشت و چهار يا به تكرار تفاوت متفاوتين حاصل شود ، مانند شش و چهار ، يا اصغر به تكرار مثل تفاوت شود ، مثل : دو و شش . و نسبت سه قسم است ، كبار ؛ كه نسبت ضعفين است واو را ذى الكل گويند ، وثلاثة اضعاف ومافوق آن . واوساط ؛ كه نسبت مثل و نصف است و مثل وثلاث . وصغار ؛ كه نسبت مثل ورُبع است و ما تحت آن و نسبت مثل وثُمن را طنيتى خوانند . وجالينوس مىگويد : نسبت محسوسه در نبض نسبت ثلاثة اضعاف است وضعفين ، و مثل و نصف مانند سه و دو ، و مثل وثلاث مانند چهار و سه ، و مثل وربع مانند پنج و چهار ، و تمام تحقيق اين سخنان در « شرح كليّات » مولانا قطب الدّين علّامه شيرازى مسطور است « 1 » .
هامش
( 1 ) شرح ديوان اميرالمؤمنين عليه السلام ميبدى : 69