مراد عرف فقهاء و اهل لغت باشد ، و قبل از اين مذكور شد ، وظاهراً تصريح جمعى به تعميم وشمول آن از براى غناى در شعر و قرآن براى دفع توهم اختصاص آن باشد به چيزى كه آن را به فارسى نقش و صورت عمل گويند ، و گاهى مشتمل است بر لفظى موضوع كه معنى دارد ، مثل : يارم يارم ، يا مهمل بىمعنى مثل : يللا وتللا وتللى ويللى . و گذشت از كتاب « فردوس اللغة » كه در تفسير هر يك از الفاظى كه در تعريف غنا گفته است كه آن را به فارسى سرائيدن مىگويند ، وجوهرى در « صحاح » در فصل « تا » از باب ناقص چنين گفته : المثناة ما يقال له بالفارسية دو بيتى وهو الغناء « 1 » يعنى مثناة آن است كه به فارسى آن را دو بيتى مىگويند و همان است غنا . ومحتمل است كه جوهرى مانند جزرى مطلق آهنگ گرفتن را غنا داند ، هرچند كه مشتمل بر ترجيع صوت نباشد ، زيراكه دو بيتى خواندن لازم ندارد آواز را در حلق گردانيدن وتحرير دادن ، يا آنكه منظورش تفسير غنا باشد بر معتقد كثيرى از عوام عربها . چنان كه جزرى نيز در « نهايه » گفته : فكلّ صوت رفع فغناء عند العرب ، يعنى : هر آوازى را كه بلند كنند پس آن غناست نزد عربها ، و در بعضى از نسخ « نهايه » چنين است : كلّ من رفع صوتاً ووالاه فهو عند العرب غناء « 2 » يعنى : هركس كه آواز بلند كند وپياپى نمايد ، پس نزد عرب آن غناست .
هامش
( 1 ) صحاح اللغه : 6 / 2294
( 2 ) نهايهء ابن اثير : 3 / 391