قرآن باشد ، يا معتقد اباحهء آن باشد « 1 » . و در « شرح لمعه » فرموده است كه : آن مدّ صوت مشتمل بر ترجيع مطرب است ، يا آنچه او را در عرف غنا وخوانندگى گويند ؛ هرچند كه مطرب نباشد ، خواه در شعر باشد يا در قرآن « 2 » . وعلّامهء زمخشرى گفته كه : مىگويند استطربته ، يعنى از او خواستم كه مرا اطراب كند ، و از براى من غنا كند « 3 » . و در « قاموس » گفته است كه : طَرَب به تحريك فرح وحزن است ، و اين از الفاظ اضداد است ، يا خِفّتى است كه به تو مىرسد كه تو را ومرا مسرور مىكند ، يا محزون مىنمايد ، و در تخصيصش به فرح توهم است « 4 » . و در « صحاح » گفته كه : طرب خِفّتى است كه مىرسد به آدمى از شدّت حزن يا سرور « 5 » . و مثل اين گفته ابن فارس در « مجمل » « 6 » : و در « اساس » گفته كه : آن خِفّتى ناشى از سرور با هم است « 7 » . پس از اطلاق وعموم تحريم غنا جميع معانى مذكورهء غنا از اطراب وترجيعِ صوت ومدّ صوت وتحسين صوت و رفع صوت ، و آنچه را در عرف
هامش
( 1 ) دروس : 2 / 126
( 2 ) شرح لمعه : 3 / 212 و 213
( 3 ) اساس البلاغة زمخشرى : 277
( 4 ) قاموس المحيط : 1 / 101
( 5 ) صحاح اللغة : 1 / 171
( 6 ) مجمل اللغة : 1 / 596
( 7 ) اساس البلاغه زمخشرى : 277