تعالى . و معلوم است كه كسى كه بر او ظلمى يا مصيبتى رسد ، و به آن سبب بسيار اندوهناك باشد ونزد مردم شكوَه وتظلّم كند به حيثيتى كه سامعين را دلتنگ وغمگين سازد بلكه به گريه آرد ، هيچ كس نمىگويد كه آن شخص غنا وخوانندگى مىكند ، و بعضى كه در تعريف غنا تعميم نموده ، و آن را تفسير به ترجيع وتكرير ومطرب ومحزن فرموده « 1 » ، منظورش ترجيعى است كه آدمى را از نهايت وجد وسرور وخوشحالى به گريه مىآرد ، مانند كسى كه معشوق ومحبوب خود را فجأةً بيند ، يا مسافرش بعد از مدت بسيار به او برسد ، كه از نهايت خوش حالى ايشان را گريه مىآيد ، شبيه به گريهء غمگين وحزين ومصيبت رسيده . لكن فرق است ميان اشك ايشان ، اشك گريهء خوشحالى سرد است ، واشك گريهء حزن وبىدماغى گرم است ، چنان كه ظاهر است ، لكن چون هر دو به حسب ظاهر شبيهاند به هم ، شخص معمّمِ غنا اين نوع را محزِن فرموده است ، وقرّة عين كه در آيات وروايات مذكور است ظاهراً مراد از آن خنكى چشم است ، كه متفرّع بر خنكى اشك مذكور است . و چون اين نوع از حزن وبكاء حقيقتاً مسبَب از سرور وخوشحالى است ، مشهور در حدّ وتعريف غنا اقتصار بر لفظ مطرب نموده ، وتصريح به قيد محزن نفرمودهاند .
هامش
( 1 ) حدائق الناضره : 18 / 101