وقبح صدا عبارت است از زبرى و خشونت ودرشتى صدا ؛ چنان كه در بسيارى در اوايل بلوغ به هم مىرسد ، وغالب مردم از سلاطين وامرا وحكّام وجوبگيان ايشان وغيرهم ، در وقت تهديد وهنگام اظهارِ وعيد وظهور خشم به عمل مىآرند ، و به آن مردم را مىترسانند ومىرنجانند ، و مردم نيز از ايشان مىترسند ووحشت مىنمايند ومتنفّر مىگردند ، به حيثيتى كه كلام آنها را غالباً نمىفهمند و گوش نمىدهند . و از آنجاست كه حق تعالى امر فرمود موسى وهارون را بلين در كلام با فرعون كه شايد گوش به حرف ايشان دهد ، وباعث هدايت او گردد ، چنان كه در سورهء طه فرموده : ( اذْهَبَا الَى فِرْعَوْنَ انَّهُ طَغى فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اوْ يَخْشى ) « 1 » . و تحقيق حال - با اجمال در مقال به مقتضاى ضيق مجال - آن است كه :
صوت حسن وقبح آن مانند حُسن صورت وقبح آن بر دو قسم است : ذاتى ، وعارضى ، و هر يك به عروض عوارض متغيّر مىگردند ، چنان كه حُسن ذاتى صوت به خوردن مخشّنات از ترشى وسبزى مثلًا مبدّل به بدى مىشود ، وحسن ذاتى صورت به عروض اعراض وظهور صفرت وورم متغيّر به قبح مىگردد ، و همچنين قبح عرضى صورت به كثرت مو وزردى روى ، و مثلا به كندن مو وسفيد آب ماليدن بر روى به خوبى برمىگردد ، مانند تغيير يافتن صداى خشن وگرفته مثلا به استعمال مرقّقات ومجفّفات رطوبات از قبيل خوردن گلاب نبات و آب گرم وخائيدن كُندر ومَصطَكى مثلًا به صداى خوب نرم ونازك .
هامش
( 1 ) طه ( 20 ) : 43 و 44