و از اينجاست كه امر فرمودهاند به تحسين صدا در وقت قرآن خواندن و دعا ، وشايد ائمه عليهم السلام به علاوهء حسن ذاتى صدا كه داشتهاند ، موجبات حسن عارضى را از قبيل مسواك كردن وكُندر خائيدن قبل از دخول در نماز و قرآن خواندن به عمل مىآوردهاند ، واللَّه يعلم ، وتحرير وتكرير صداى مهيب خشن يقيناً قبيح و موجب تنفير و از قبيل ( ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ ) است ، چنان كه تغنّى به صداى نرم ونازك وتحرير وتكرير خصوصاً هرگاه از دهان امردان گلرخان باشد ، از قبيل نورٌ على نور مستلزم مزيد سرور وحبور خواهد بود ، هرچند كه شرعاً حرام ومذموم باشد . و اما اخبار تحزين صوت ، پس اقواى آنها به حسب سند ودلالت حديثى است كه كافى روايت كرده است از على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از شخصى از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود : « به درستى كه قرآن نازل شده است به حزن ، پس بخوان آن را به حزن » « 1 » . و اين حديث هرچند معتبر است به اصطلاح مشهور علماء ، داخل صحيح وحسن وموثّق نيست ، بلكه مرسل وضعيف است . و جوابش از آنچه گذشت در جواب تحسين صوت معلوم مىشود ، زيرا كه تحزين صوت نيز لازم غنا نيست ، بلكه صوت حزين نيز ذاتى هست وعرضى كه سامع از شنيدن آن دلش را رحم مىآيد بر صاحب صدا ، خصوصاً هرگاه گريه به دَمش بدهد ، چنان كه متعارف ملتمسين وصاحبان عزا ومظلومين است ، و اين دخلى ندارد به غنا وخوانندگى ، وتحرير وتكرير ولرزانيدن صدا مأخوذ است در تعريف غنا ، چنان كه خواهد آمد انشاء اللَّه
هامش
( 1 ) كافى : 2 / 614 حديث 2