ايضاً :
وِرد مؤمن حديث موسى ورضاست * جاهلبه « شفا » ى بوعلىنغمه سراست
مؤمن زشفاى بوعلى بيزار است * او را كتب حديث بىشبهه شفاست
ايضاً :
اى طالب علم حكمت از هر ناكس * افتاده به دام عنكبوتان چه مگس
باشد به تو علم بوعلى ارزانى * علم على وآل على ما را بس
ايضاً :
بىشبهه دل زنده تو خواهد مُرد * كز زهر شفاى بوعلى خواهد خورد
خوانى تو شفاى ابن سينا امّا * مرغ دل تو در اين قفس خواهد مرد
ايضاً :
آن كس كه مريد حكمت يونان است * محروم زدين ولذّت ايمان است
هر چند رود به هيچ منزل نرسد * در باديهء شكوك سرگردان است
ايضاً :
باطل ز « شفا » ى بو على گشت تمام * وز خواندنآن شبهه و شك يافت نظام
زهر است شفاى بوعلى در باطن * هرچند به ظاهر آن شفا دارد نام
ايضاً :
اى طالب معرفت چرا حيرانى ؟ * بيهوده اشارات شفا مىخوانى
رو سوى گلستان وبده گوش خِرد * هر دم بشنو از لب گل برهانى
وشيخ الكل في الكل بهاء الدّين محمّد عاملى رحمه الله در منظومهء « نان وحلوا » فرموده