مأوّل ومحمول است كه بر سبيل تقيه ومماشات با سلاطين وامراء عصر بوده ، يا آنكه غلط كرده ، و بعد از آن توبه نموده به شهادت معاصرين ومتأخّرين از عصر او « 1 » ، و همچنين است كلام در تعريف او مولوى را بر فرضى كه راست باشد ، چنان كه قبل از اين اشاره شد به اين . و قاضى مير حسين ميبدى كه شاگرد ملّا جلال دوانى ، و از متفلسفهء اسلامى و صاحب بدايت است ، در « شرح ديوان مرتضوى » ؛ فلاسفه ومتكلمان را ذمّ كلى نموده ، و گفته كه : شيخ شهاب الدين عمر سهروردى در رشف چنين فرموده كه : تا چراغ فقر افروختهام ده شفا سوختهام ، و اين نظم او است :
وكم قلت للقوم أنتم على * شفا حفرة من كتاب الشفا
فلما استهانوا بتوبيخنا * فزعنا إلى اللَّه حتّى كفا
فماتوا على دين رسطالس * وعشنا على ملّة المصطفى « 2 »
* * *
فكر بهبودى خود را ز در ديگر كن * درد عاشق نشود به بمداواى حكيم
و اما غزّالى در ذم فلاسفه كتابى دارد مسمى به « تهافت الفلاسفه » ، ونيز در رسالهء « منقذ من الضلال » تكفير ابو نصر فارابى وابو على بن سينا - كه از
هامش
( 1 ) رياض العلماء : 5 / 91 ، روضات الجنات : 7 / 66 و 67
( 2 ) شرح ديوان اميرالمؤمنين عليه السلام ( ميبدى ) : 7