تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
را نه آب و نه آتش و نه درندگان و نه كوهها ، هاتفى آواز داد كه : هركه باشد مقبول حق غير حق چيزى او را قبول نمىكند ، پس چنان شد كه به زنجيرش كشيدند . باز عطّار گفته كه : نقل است كه وى را ديدند كه پارهء آتش بر كف نهاده بود ومىدويد ، گفتند : كجا مىروى ؟ گفت : مىروم تا آتش در كعبه زنم تا خلايق به خدا پردازند « 1 » . و نقل است كه : وقتى چوبى در دست داشت كه هر دو سر چوب آتش گرفته بود ، گفتند : چه خواهى كرد ؟ گفت : مىروم تا به يك سر اين دوزخ را بسوزانم و به ديگر بهشت را ، تا خلايق را پرواى خدا پديد آيد « 2 » . نقل است كه روزى در مناجات مىگفت كه : بار خدايا ! دنيا و آخرت را در كار من كن ، تا دنيا را لقمه سازم و در دهان سگى اندازم ، و آخرت را لقمه سازم و در دهان جهودى نهم ، كه هر دو حجابند از مقصود « 3 » . و گفته كه : روز قيامت دوزخ ندا كند با آن همه زفير كه اى شبلى ! و من در صراط به رفتن باشم ، برخيزم ومرغ‌وار بپرم ، دوزخ گويد كه : قوت تو كو مرا از آنِ تو نصيبى بايد ، من باز گردم وگويم : اينك هرچه خواهى بگير ، گويد : دستت خواهم ، گويم : بگير ، گويد : پايت خواهم ، گويم : بگير ، گويد : حدقه‌هايت خواهم ، گويم : بگير ، گويد : دلت خواهم ، گويم : بستان ، در آن ميان غيرت عزّت در رسد كه يا ابابكر جوانمردى از كيسهء خود كن ، دل خاصهء
هامش
( 1 ) تذكرة الاولياء : 2 / 161 - 163 ( 2 ) تذكرة الاولياء : 2 / 163 ( 3 ) تذكرة الاولياء : 2 / 165
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 264 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )