پس سقّائى ودربانى سبب فضيلت وزيادت نمىشود ، با وجود آنكه سقائى بايزيد ودربانى معروف در پيش شيعه معروف نيست بلكه كذب سقايت ظاهر ؛ بلكه بديهى است چنان كه قبل از اين اشاره شد به آن . و چون سنيان قائلند به آن - چنان كه قائلند به آنكه امام اعظم ايشان يعنى ابو حنيفه شاگرد امام جعفر صادق عليه السلام بوده ، و از او استفاده و روايت نموده - پس شايد كه علّامه در مقام الزام سنيان وبيان افضليت ائمهء اهل بيت گفته است كه : بايزيد ومعروف كه اهل سنت آنها را از اكابر مىدانند - چنان كه ابوحنيفه را افقه فقها مىشمارند - همگى مفتخر به خدمت اهل بيتند ، نه آنكه غرض علّامه بيان فضل و كمال آنها باشد .
بيرون مرو از راه شريعت زنهار * پادر ره منصور خصالان مگذار
هر راه كه بيرون ز شريعت باشد * سر منزل او نيست به غير از سرِدار
از راه على وآل او دور شوى * گر پيرو پيروان منصور شوى
گر پيرو بايزيد خواهى بودن * فرداست كه با بايزيد محشور شوى
روبَه صفتى چند كه پيران تواند * چشمى بگشا كه جمله شيطان تواند
پرهيز كن از چلّه نشينان كين قوم * پنهان شده در كمين ايمان تواند
آن قوم كه در صومعه رقصان شدهاند * از مسجد و مدرسه گريزان شدهاند
وز جهل زامر حق گريزان گشته * در گوشهء خانقاه پنهان شدهاند
جمعى جاهل كه كشف اظهار كنند * دانايان را ز جهل انكار كنند
دانى كه زچيست هاى هوىاين جمع * جمع آمده ، درس جهل تكرار كنند
* * *
صوفى بود به حكم خداوند كردگار * مستوجب جهنم ومردود نابكار