تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
گفت : قلم چيست ؟ گفت : منم ، گفت : لوح چيست ؟ گفت : منم ، گفت : خداى را بندگانند بدل جبرئيل وميكائيل واسرافيل وعزرائيل ، گفت : هر چهار منم ، گفت : خداى را بندگانند بدل ابراهيم و موسى وعيسى ومحمّد ، گفت : اين همه منم ، آن مرد خاموش شد « 1 » . باز عطّار نقل كرده كه شخصى به بايزيد گفت كه : به عزّت جوانمردى كه از آن فتوحى كه تو را دوش بوده است مرا نصيبى كن ، بايزيد گفت كه : اگر صفوت آدم ، وقدس جبرئيل ، وخلّت ابراهيم ، وشوق موسى ، و طهارت عيسى ، ومحبت محمّد به تو دهند ، زنهار راضى نشوى ، و بايد كه ماوراء آن چيزى ديگر طلب كنى ، و صاحب همت باشى ، و سر به هيچ يك از اينها فرود نياورى ، كه به هرچه سر فرود آرى بدان محجوب گردى « 2 » . و نقل كرده كه بايزيد گفت كه : يك بار به خانهء كعبه شدم وخانه را ديدم ، و دوم بار خدا را ديدم ، و سوم بار نه خانه و نه خدا را ديدم « 3 » . و ديگر حسين بن منصور حلّاج است : شيخ طوسى در كتاب « غيبت » گفته كه : به خاطر حلّاج رسيد كه اسماعيل بن على نوبختى را كه از علماى شيعه واكابر دنيا ودين بود فريب دهد ، كسى نزد او فرستاد كه من از وكلاى حضرت صاحب الامرم ، و در دست من چيزى چند ظاهر مىشود كه دليل صدق من است ، اسماعيل در جواب فرستاد كه من محاسن خود را رنگ مىكنم ، اگر چنانچه حلّاج تواند نوعى كند كه محاسن من محتاج به رنگ نباشد
هامش
( 1 ) تذكرة الاولياء : 1 / 170 و 171 ( 2 ) تذكرة الاولياء : 1 / 144 ( 3 ) تذكرة الاولياء : 1 / 156 ، تحفة الاخيار : 394 - 403
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 258 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )