تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
جواب داد در كرامت . وگفت : از آن چهار ماهگى باز در شكم مادر بجنبيدم تا اكنون همه چيز ياد دارم ، مردم گويند كه فلان كس امام نبود ، آن كس كه از هر چه او آفريده بود خبر ندارد و از عرش تا به ثُرى و از مشرق تا مغرب . وگفت : مرا ديدارى است اندر آدميان وديدارى است در ملائكه ، وهمچنان در جنيان وجهنده وپرنده ، وهمهء جانوران ، از هر چه بيافريده است ، از آنچه به كنارهء جهان است نشان بهتر توانم داد از آنچه به نواحى وگرد بر گرد ماست . وگفت : اگر از تركستان تا به درِ شام كسى را خارى در انگشت رود از آن من است ، و همچنين از تركستان تا شام اگر يكى را قدمى در سنگ آيد آن از آن من است . وگفت : در اندرون پوست من دريائى است كه هرگاه باد آيد از اين دريا ميغ و باران سر بركند ، و از عرش تا به ثرى باران ببارد . وگفت : خداى تعالى مرا سفرى در پيش نهاد كه در آن سفر بيابانها بگذاشتم وكوهها وتلها ورودها ونشيب وفرازها وبيم واميدها وكشتيها و درياها از موى سر تا ناخن‌پا همه را بگذاشتم ، بعد از آن بدانستم كه مسلمان نيستم ، گفتم : خداوندا نزد خلق مسلمانم نزد تو زنّار دارم ، وگفت : در اين مقام كه خدا مرا داده است ، خلايق زمين را راه نيست . وگفت : من نگويم كه دوزخ وبهشت نيست ، من گويم دوزخ وبهشت را نزد من جائى نيست . وگفت : در غيب درختى هست من بر شاخ آن نشسته‌ام ، وهمهء خلق به
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 242 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )