تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
است ، زيراكه مطالب آن كتاب همه موافق مذهب اهل سنت است ، و ليكن در بحث خلافت ؛ ادلهء شيعه را بر امامت حضرت مرتضى على عليه السلام درست نقل كرده ، و جواب آنها نگفته ، وشايد منشأ سكوت از جواب آنها بنابر شك او بوده ، چنان كه اشاره شد به آن ، نه بر تشيع او « 1 » . و ديگر ابو الحسن خرقانى است ، وعطّار بعد از آنكه او را مدح بسيار نموده ، گفته كه : روزى مرقع پوشى از هوا درآمد و پيش شيخ پاى بر زمين مىزد ، ومىگفت : جنيد وقتم ، وشبلى وقتم ، وبايزيد وقتم ، شيخ بر پاى خاست ، و پاى بر زمين مىزد ومىگفت : مصطفاى وقتم ، وخداى وقتم « 2 » . وباز نقل كرده كه گفت : الهى اگر مرا چيزى مىدهى چيزى ده كه از گاه آدم تا به قيامت هيچ كس گِرد آن نگشته بود كه بازماندهء هيچ كس نخورم . وگفت : هر نيكوئى كه از عهد آدم صفى عليه السلام تا اين ساعت و از اين ساعت تا قيامت با پيران كرد تنها با پير شما كرد وگفت : عرش خدا بر كتف ما ايستاده است . وگفت : اينجا كه نشسته باشم ، گاه گاه چندان قوّت از آن خداوند با من باشد كه گويم دست بر كنم وآسمان رااز جاى برگيرم ، و اگر پاى بر زمين زنم به نشيب فرو برم . وگفت : فرو شوم كه تا ناپديد شوم در هر دو جهان ، يا برآيم كه همه من باشم . وگفت : به سنگى سپيد رسيدم ومسأله باز پرسيدم ، چهارهزار مسأله مرا
هامش
( 1 ) تحفة الاخيار : 381 - 383 ( 2 ) تذكرة الاولياء : 2 / 211 ، تحفة الاخيار : 386