تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
ونيز نقل كرده كه : شيعه وسنى يك روز بر در خانهء على بن موسى الرضا عليه السلام مزاحمت كردند ، و پهلوى معروف را شكستند وبيمار شد ، سرى سقطى گفت كه : در آن وقت از او وصيتى خواستم ، گفت : چون بميرم پيراهن من به صدقه دهيد كه من مىخواهم از دنيا بيرون روم برهنه ؛ چنان كه به دنيا آمدم « 1 » . قاصر گويد كه : وصيت مذكور مخالف شرع وبدعت و حرام است بلا شبهه . ونيز عطّار نقل كرده كه : چون وفات كرد جهودان وترسايان ومؤمنان هر سه طايفه در وى دعوى كردند كه از ماست ، وجنازهء او را ما بر مىگيريم « 2 » . قاصر گويد كه : در دعوى مذكور شهادتى هست بر آنكه معروف مجهول به مقتضاى ( الصوفى لا مذهب له ) عمل مىكرده ؛ كه كفار ومسلمين او را از خود مىشمرده‌اند . و ديگر سرى سقطى است ، عطّار نقل كرده كه : هركه او را سلام كردى روى ترش نمودى و سه گَرِه در پيشانى وابرو آوردى ، سرّ اين معنى كسى از او پرسيد ، گفت : پيغمبر فرموده است كه : هركه سلام كند صد رحمت فرود آيد ، نود آن كس را بود كه ابرو گشاده‌تر وروتازه‌تر باشد ، من روى ترش مىكنم وگره در ابرو مىاندازم تا آن نود رحمت برادر مرا را بود « 3 » .
هامش
( 1 ) تذكرة الاولياء : 1 / 273 ( 2 ) تذكرة الاولياء : 1 / 273 ( 3 ) تذكرة الاولياء : 1 / 277