تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
عرف وشرع كسى است كه تواند بكند وتواند نكند . پس هرگاه كه به اعتقاد باطل ايشان بارى تعالى مضطر باشد در ايجاد عقل و نتواند كه آن را ترك نمايد ، پس قادر بر ايجاد عقل نيز نخواهد بود ، پس بنابر اين اعتقاد باطل كه فلاسفه دارند خدا قادر بر هيچ فعلى نيست ، و اين قول مخالف نصوص قرآن و احاديث واجماع است ، و اين كفر صريح است .

فلاسفه عقل اول را فقط فعل خدا مىدانند وقائل بقدم عالم‌اند

و ديگر از اعتقادات باطلهء ايشان اين است كه مىگويند : عقل اول فعل خداست ، و نه عقل ديگر ، وآسمان و زمين قديم‌اند ، يعنى هميشه بوده‌اند و هيچ وقت نباشد كه نباشند ، ونيستى بر وجودشان پيشى نگرفته است . و اين قول نيز كفر واضحى است ، زيراكه مخالف اجماع اهل اسلام و احاديث متواتره ونصوص قرآن است ، بلكه عقل نيز بالبديهه حكم بر بطلان آن مىكند ، زيراكه عقل صحيح بالبديهه حكم مىكند كه مخلوق محال است كه هميشه با خالق باشد .
دارم عجب از طبع ارسطوى حكيم * كو گفته كه مخلوق بود عقل قديم مخلوق قديم كى تواند بودن * ظاهر بود اين مسأله بر طبع سليم
حضرت امام رضا عليه السلام در چند موضع اظهار فرموده كه : بديهى است كه مخلوق نمىتواند بود كه هميشه با خالق باشد ، و از آن جمله در كتاب « كافى » حديثى از آن حضرت نقل شده ، و از جمله اين حديث عبارت است كه : « اگر باشد چيزى با خدا در بقاى خدا ، جايز نخواهد بودكه خداى تعالى خالق آن