تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
به عدد هر رنگى اثبات صانع قديمى نكرده‌ايد ، كه تا فاعل هر يك از اين رنگها غير فاعل ديگرى باشد ؟ پس جماعت ثنويه ملزم شدند » « 1 » . و شك نيست كه گفتگوى اين جماعت وبطلان قول ايشان در غايت ظهور است ، و شك نيست كه بنابر قول اين جماعت كه مخلوق بارى تعالى را منحصر در عقل اول دانسته‌اند ، و آنچه در اين عالم واقع مىشود همه را فعل عقل دانسته‌اند ، بنابر اين لازم مىآيد كه اسماء الهى مثل خالق وبارى ومصوّر وقديم وكريم ورحيم ورزّاق ومجيب الدعوات ، و غير آن از اسماء همه در حقيقت اسماء عقول باشند ، زيراكه افعال همه از ايشان باشد ، و لازم مىآيد كه پيغمبران همه فرستادهء عقل باشند ، ومعجزات را عقل در دست ايشان ظاهر سازد ، و كلام خدا كلام عقل باشد ، و ثواب دهنده وعقاب كننده عقل باشد ، و دعا كردن خدا ؛ را و از وى طلب حاجات نمودن بىصورت باشد . و شك نيست كه اين اعتقادات كفر است ، زيراكه خلاف ملت اسلام و ساير ملل ، وعموم قدرت الهى ، ومقتضاى نص قرآن و احاديث متواتره است ، وانكار آن كفر است .
بىشك بود حكيم يونان كافر * گويد نشود زيك به جز يك صادر گويند زروى جهل اين گمشدگان * بر خلق جهان خدا نباشد قادر

فلاسفه عقل را علّت وجود مىدانند و جواب آن

اگر گويند : فلاسفه آنچه از عقل صادر شده به خدا نسبت مىدهند ، از اين جهت كه علت وجود عقل است ، پس مفسده از اين لازم نيايد .
هامش
( 1 ) تفسير امام حسن عسكرى : 530 - 537