تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
و از جمله مخالفتهاى ايشان آن است كه فلاسفه گويند كه : از خدا سواى عقل چيزى صادر نشده ، و باقى عالم را فعل عقول مىدانند ، وگويند كه : از واحد يعنى بسيط غير مركب ، صادر نمىشود مگر واحد ، وايشان قياس كرده‌اند ذات خداى بىنظير را به جسم بسيط ، مثل آتش و آب ، چون ديده‌اند كه از آتش و آب كه غير مركبند سواى يك فعل كه گرمى وسردى باشد سر نمىزند ، گمان كرده‌اند كه ذات كامل الهى نيز مثل آتش و آب است ، و اين قول ثنويه مجوس است كه قائل به دو خالق شده‌اند ، و از آن به نور وظلمت ، ويزدان واهرمن تعبير مىنمايند . و در « تفسير حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام » مذكور است كه : « اهل پنج مذهب كه يهود و نصارى ودهريه وثنويه ومشركان عرب باشند ، نزد حضرت رسالت صلى الله عليه و آله جمع شدند ، و حضرت به ايشان سخنها وگفتگوها فرمود وايشان را الزام داد ، از جمله گفتگوئى كه با ثنويه فرمود اين بود كه : چه چيز شما را به اين مذهب خوانده است ؟ ايشان گفتند كه : ما عالم را دو قسم يافته‌ايم ، يك قسم خير و يك قسم شر ، وانكار نموده‌ايم اين را كه از يك ذات دو فعل صادر شود ، نمىبينى كه برف محال است كه چيزى را گرم سازد ، چنان كه محال است كه آتش چيزى را سرد كند ؟ و بنابر اين اثبات دو خالق كرده‌ايم ، كه ظلمت ونور باشد . پس حضرت فرمود كه : نيافته‌ايد كه سياهى وسفيدى وسرخى وزردى وكبودى مىباشد ، و هر كدام ضد باقى است ، زيراكه دو رنگ از اين رنگها با يكديگر در يك محل جمع نمىشوند ، چنان كه گرمى وسردى ضد يكديگراند چراكه در يك محل محال است كه جمع شوند ؟ گفتند : آرى ، پس فرمود چرا
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 225 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )