تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
جاهلان مذهب گمان كردند كه فلسفه از علم دين است ، و در طلبش سعى كردند .

فلسفه چرا مذموم است ؟

اگر گويند كه : فلسفه چگونه مذموم تواند بود ؟ وحال آنكه حكمت است ، و حق تعالى حكمت را در قرآن مدح كرده و گفته : ( وَمَنْ يُؤْتَ الحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِىَ خَيْراً كَثيراً ) « 1 » يعنى هركه حكمت به وى داده شده است پس به وى خير بسيار داده شده است ، و گفته ( وَلَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الحِكْمَةَ ) « 2 » يعنى به تحقيق كه داديم لقمان را حكمت . جواب گوئيم كه : حكمت لفظ عربى است وعرب را خبر از فلسفه نبود ، وحكمت در فلسفه استعمال نكرده ، بلكه در كتاب « كافى » در باب معرفة الامام ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در تفسير آيهء اول روايت شده كه گفت : « مراد از اين حكمت طاعت خدا ومعرفت امام است » « 3 » . و در تفسير على بن ابراهيم در تفسير آيهء دوّم حديثى نقل شده كه مضمونش اين است كه : مراد از آن حكمت معرفت امام زمان است ، و به لقمان معرفت امام زمانش داده شده « 4 » و از حديث ديگر مستفاد مىشود كه مراد از اين حكمت كه به لقمان داده شد فهم وعقل است « 5 » .
هامش
( 1 ) البقره ( 2 ) : 269 ( 2 ) لقمان ( 31 ) : 12 ( 3 ) كافى : 1 / 185 حديث 11 ( 4 ) تفسير على بن ابراهيم : 2 / 161 ( 5 ) كافى : 1 / 16