تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
ومذاهب ملاحده وزنادقه از راه تأويل رواج تمام يافت ، وابلهان بدان گرويده‌اند ، تا آنكه سه كس از زنديقان وملحدان نشسته با يكديگر در باب تخريب دين مشورت كردند ، عاقبت با يكديگر گفتند كه اگر انكار تنزيل كنيم كسى از ما نخواهد شنيد ، بلكه ما را خواهند كشت ، چنان كه در مقابل قرآن گفتن ابن المقفع ورفقاى او مشهور و در كتب مذكور است ، پس گفتند كه بايد اقرار به تنزيل كنيم و آيات وروايات را تأويل كنيم ، پس اين بىدينان در مقام تأويل روايات شدند ، وابلهان وبىخردان را گمراه ساختند . اگر گويند كه : حق تعالى در قرآن علم را مدح نموده ، و اخبار بسيار از رسول مختار وائمهء اطهار در مدح علم علماء وارد شده « 1 » ، وحكمت فلسفه علم است پس چگونه بد است ؟ جواب مىگوئيم كه : علم آيات محكمات ؛ اخبار وآثار معصومان است ، ومردمان از زمان جناب مصطفوى تا زمان مأمون خليفهء عباسى علمشان مستفاد از آيات وروايات بوده ، و در معارف الهيه و احكام دينيه به آيات محكمات و احاديث ثابتات رجوع مىنمودند ، تا آنكه مأمون به فريب شيطان ملعون ، كتب فلسفه را كه افكار واهيه وخيالات فاسدهء حكماى يونان وروم مُلط است از بلاد روم آورد ، وفرمود كه عارفان به لغت عرب ويونان آن كتب را به زبان عرب ترجمه نمايند ، وسعى تمام در اين باب نمود . چنان كه صاحب تاريخ حكما نقل نموده : مأمون مالهاى بسيار صرف
هامش
( 1 ) بحارالانوار : 2 / 18 و 19 و 24