اين معنى پر ظاهر است بر صاحب شعورى كه بر علم دينى ماهر است ، ومعتقد حديث و قرآن ، ومتمسك بذيل اتباع عترت سرور عالميان است ، كه آن رقّاصى وخموشى وتواجد و اظهار بيهوشى در زمان معين ، به علت عدم اعتقاد به حديث و قرآن ، واسترضاى آن بىدينان ، و گرم كردن هنگامهء ايشان است . و چون مىبينند كه جمعى از اهل دين به احكام احاديث اهل البيت عليهم السلام در قلوب بىعيوب مؤمنين مشغول دارند ، به معاندت ايشان به نوشتن شرح بر اشعار بدكيشان سر و روى قلم وقرطاس را چون قلب مقلوب خويش سياه مىگردانند ، تا شايد به وسيلهء آن جمعى از آيندگان را نيز به ورطهء ضلالت اندازند ، و اضلال ايشان چون اغواى شيطان در ميان عالميان مستمر باشد . و بعضى از آن تيره بختان قرآن وحديث را به رأى شوم خود تفسير وتأويل مىكنند ، و از حديث : « من فسّر القرآن برأيه فقد كفر » « 1 » پروا نكرده ، رطب ويابس درهم مىبافند ، و آن را تصنيف مىنامند ، و به اين وسيله سفيهان را به دام خويش مىافكنند . و بعضى از ايشان از براى آنكه عوام كالانعام گويند نيك مردى است به ظاهر طابق النعل بالنعل تابع غزّالى ناصبى مىشوند ، و مانند او تجويز لعن يزيد و امثال آن نمىنمايند ، ومىگويند كه شايد توبه كرده باشد ، و در باطن مثل حسين ريختهگر كه از مصاحبان قديمى ودوست صميمى روح پليد گنديدهء پير خود مير عسگرى ريختهگر را به فريب دادن وگمراه كردن جُهّال شاد مىكنند ،
هامش
( 1 ) تفسير عيّاشى : 1 / 29 حديث 6 ، وسائل الشيعه : 27 / 203 حديث 67 ، بحارالانوار : 89 / 111 حديث 15