و خوك وفضله وعذرهء ساير مشركين كفره مساوى ومتصل واحد سازند . اگر به اين پايه آن ملاعين فرومايه قناعت مىكردند اهل دين را هيچ مضايقه نبود ، اما چون مىخواهند كه كعبه وكنشت ودوزخ وبهشت را يكى شمارند ، وبوجهل ونبى وعمر وعلى را برابر گيرند ، وكفر وزندقه را از اسفل السافلين به سپهر برين رسانند ، بلكه از آن در گذرانند ، از اين است كه بر ساير مؤمنين وكافّهء اهل دين و يقين واجب و لازم وفرض ومتحتّم مىگردد كه كمر مجاهده بر ميان جان بسته ، با آن اعاظم زنادقه وافاخم ملاحده جهاد نمايند ، وآزمايش تيغ ادغام دربارهء آن گروه لئام دريغ ندارند ، تا به مساوات خويش با فضلهء كلاب هر بد كيش بسازند ، و از آن تجاوز ننمايند . طُرفه اين است كه : بعضى از ابناى زمان ما ، چون صاحب كتاب « استيفا » فلسفى وطاعن صوفىاند ، وبرخى مانند مصنف « منتهى الحقايق » صوفى ولاعن فلسفىاند ، وآنانكه اخبث از اين دو خبيثاند و منكر قرآن وحديثند ، وحريص در جرّ منافعاند ، به هر دو سر ترازو قلب وضايعند ، و بعضى از ايشان با دعواى فضيلت از بس خسيسند هرجا كه بوى آشى برند با طبّاخش مصاحب وانيسند ، و از شوق به فرا چرخى مست ومدهوش ، و از ذوق حلوا مغشى عليه وبىشعور وبىهوشند ، و در ديدن و شنيدن آيهء كريمه :
( الا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبْ ) « 1 » و اخبار و احاديث متعدده كه تتمّهء يكى از آنها اين است كه : « سبحان اللَّه ذاك من الشيطان مابهذا نعتوا إنّما هو اللين والرقّة والدمعة والوجل » « 2 » ، أعمى واطروشند .
هامش
( 1 ) الرعد ( 13 ) : 28
( 2 ) كافى : 2 / 616 حديث 1