تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
مضمار دانشورى وديندارى رميده ، به پايگاه آن خربندگان رباط عصيان گريخته‌اند ، اين قوم مستحقِ لؤم ؛ گويابه غير از صورت وهيولى وصوت و صدا چيزى نديده‌اند ونشنيده ، و از غرض به غير از مرض و از آنچه مقول به جوهر است به جز آنكه با كارد وخنجر است نفهميده‌اند ( فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً ) « 1 » . عوام كالانعام چه مىدانند كه از مقابح شنيعه كه افكار ابكار فلاسفه به آن منتهى شده ، يكى آن است كه به ذات حضرت بارى تعالى شأنه اطلاق جوهر جايز داشته‌اند ، و به اضافهء مصنوعات به صانع بىچون جلّ جلاله سلوك مسلك علت ومعلول نموده‌اند ، و چون پدر علت وجود پسر است ، دعواى ايشان مؤدّى به اثبات مذهب نصارى مىشود ، كه اقانيمى ثلاثه قائلند ( تَكادُ السَّماواتِ يَتَفَطَّرْنَ وَتَنْشَقُّ الارْضُ وَتَخِرُّ الْجِبالَ هَدّاً ، انْ دَعُوا لِلرَّحْمنِ وَلَداً ) « 2 » . و چه خبر دارند كه هر يك از صوفيه به تعليل وحدت وجود ، دعواى خدائى مىكنند ، چنان كه از اصحاب عصمت - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - كه مخازن علم حضرت رب العالمين‌اند منقول است ، و آن فرقهء گمراه اگرچه گاه وبيگاه از روى مكر وخدعت اللَّه اللَّه مىگويند ، و خود را محب وطالب حق مىنامند ، اما اهل بصيرت به يقين مىدانند كه ايشان منافقانند و در باطن مخالفانند ، كه اظهار مىكنند و بر زبان مىرانند ( يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَيْسَ فِى
هامش
( 1 ) البقره ( 2 ) : 10 ( 2 ) مريم ( 19 ) : 90 و 91