تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
و امام عاشر عليه السلام فرموده است كه : « از مجالست ومصاحبت فلسفى وصوفى اجتناب واجب شماريد ، و از استماع اقوال ايشان بپرهيزيد ، و اگر سلام كند به جواب لب مگشائيد ، و اگر بيمار شوند عيادت ايشان منمائيد ، و اگر بميرند تشييع جنازهء ايشان مكنيد ، و بر ايشان نماز مگزاريد » . چنان كه صاحب كتاب « الوقيعه » به اسانيد صحيحه از كتب معتبره نقل كرده ، و در كتاب « شهاب المؤمنين » به خامهء اثبات ايراد يافته . و با آنكه دعوى پيروى ائمهء اطهار عليهم السلام مىنمايند ، اكتفا به آن نمىكنند كه راه عصيان ونافرمانى امام مفترض الطاعه در آن امور مىسپرند ، از آن ترقّى نموده به صوفى وفلسفى اقتدا كرده ، نماز ناقص را نقص مىسازند ، ونقد دين را در راه زمرهء زنديقين به مقام ابليس پر تلبيس مىبازند ، اما از آنكه مايل به مخالفين ائمه معصومين عليهم السلام شوند نظر به ايشان مواظبت صلوات ومداومت محرّمات پر تفاوتى نخواهد داشت .
رفتن نكو نبود چه رفتى به بزم غير * خواهى بنوش باده وخواهى نماز كن
اگرچه اين ذرّهء بىمقدار در آن كتاب شهاب ، كه التهاب هر بيتى از ابيات آنكه زياده است از بيست هزار ، بلكه هر كلمه از كلمات آن مانند خنجرى است آبدار بر جگرهاى فلاسفهء الحاد شعار ، ودلهاى مبتدعهء زندقه آثار ، مثل ذوالفقار حيدر كرّار شكافندهء رؤس ، وسوزندهء كدوس نفوس آن دو فرقهء نابكار است ، رفع شبهات وتخيّلات ايشان بر وجهى نبوده كه آن ملحدانِ در پردهء نهان را به هيچ وجه جاى مكابره ومناقشه نمانده . اما چون ديد كه جمعى از ضعفاء العقول به گروهى مىگروند كه رقص وبازى وخوانندگى ونغمه طرازى را عبادت نام مىكنند ، و از سرِ جهل باعث