تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
گويند كه پيغمبر ما رفت ز عالم * ميراث خلافت به فلان داد و به به همان هرگز ملكى ملك به بيگانه نداده * رو دفتر شاهان جهان جمله تو بر خوان با دختر وداماد وبنى عم ونبيره * ميراث به بيگانه دهد هيچ مسلمان ؟ !
* * *
آنكه او را بر على مرتضى خوانى امير * باللَّه از او كفش قنبر مىتواند داشتن از پى سلطان ملكشه چون نمىدارى روا * تاج و تخت پادشاهى جز كه سنجر داشتن از پس سلطان دين پس چون روا دارى همى * جز على وعترتش محراب ومنبر داشتن
وله ايضاً :
اى سنائى به قوّت ايمان * مدح حيدر بگو پس از عثمان با مديحش مدائح مطلق * زهق الباطل است وجاء الحق « 1 »
ليكن بودن اشعار مذكوره از سنائى بسيار بعيد است ، نظر به آنكه متضمن هجو خلفاى ثلاثه است ، پس اگر از سنائى مىبود سنيان او را با قبح وجهى هلاك مىساختند ، يا مذمّتهاى عظيم مىنمودند ، چنان كه علما ومفتيان غزنين چون به نظر ايشان رسيد بعضى از اشعار او كه متضمن ذمّ معاويه
هامش
( 1 ) تحفة الاخيار : 270 - 272 ، ريحانة الادب : 3 / 86 و 87 ( بااندكى اختلاف ) .