تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
وپانصد گوسفند اعلا به وى گذرانيده ، و آن جوان نيز همين عدد گوسفند طلبيده بود ، و چون گوسفندان را به مطلوب رسانيد كفش خود باز طلبيد ، آن جوان همان روز اول كفش را گم كرده بود به قصد آنكه ببيند پرواى آن دارد كه امانت را باز طلبد يا نه ، او خود پرواى سر نداشت . جمعى حاسدان با حكيم گفتند كسى كه كفشى را كه به غايت محقّر است نگاه نداشته باشد دلى كه برابر صد بحر وبَرّ است چون نگاه خواهد داشت ، سنائى در جواب ايشان گفت :
اندر عقب دكان قصّاب كوئى است * وانجاش به هر غرقه به خونى گروى است از خون شدن دلى كه مىانديشد * آنجاش هزار خون ناحق به جوى است « 1 »
قاصر گويد كه : ظاهراً سنائى سنّى است ، به دليل آنكه مريد خواجه يوسف همدانى است ، وعشقش نيز مؤيّد قوى است ، ومهملاتى كه در حديقه [ الحقيقه ] گفته موافقت تمام با اهل سنت دارد ، وجماعتى از پيشوايان اهل سنت را مدحها كرده كه احتمال تقيّه در آن بسيار بعيد است ، و ديگر آنكه اهل سنت هميشه او را از خود دانسته‌اند ، وارباب رجال او را شيعه ننوشته‌اند ، وتوثيق وتعديل او نكرده‌اند ، وشايد نظر به مضمون « الصوفي لا مذهب له » بعضى از اشعار مشعره به تشيّع از او مشهور است ، اگر راست باشد واشعارش اين است :
هامش
( 1 ) تحفة الاخيار : 262 - 269 ( نقل از مجالس العشاق )