تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
چون قيامت پيش حق صفها زده * در حساب و در مناجات آمده ايستاده پيش يزدان اشك ريز * بر مثال راست خيز رستخيز آن دقوقى از امامت كرده ساز * اندر آن ساحل درآمد در نماز وان جماعت در پى آن در قيام * اينت زيبا قوم وبگزيده امام ناگهان چشمش سوى دريا فتاد * چون شنيد از سوى دريا داد داد در ميان موج ديد او كشتئى * در قضا و در بلا وزشتئى هم شب وهم ابر وهم موج عظيم * اين سه تاريكى و آن غرقاب وبيم تند بادى همچو عزرائيل خاست * موجها آشفت ؛ اندر چپ وراست اهل كشتى از مهابت كاسته * نعره واويلها برخاسته دستها در نوحه بر سر مىزدند * كافر وملحد همه مخلص شدند چون دقوقى آن قيامت را بديد * رحم او جوشيد واشك او دويد گفت يا رب منگر اندر فعلشان * دستشان گير اى شه نيكو نشان خوش سلامتشان به ساحل بازبر * اى رسيده دست تو در بحر و بر چون كه كشتى وارهيد آنجا به كام * شد نمازِ آن جماعت هم تمام
فچ فچى افتادشان با همدگر * كين فضولى را كه كرد از ما زسر هر يكى با آن دگر گفتند زسِرّ * از پس پشت دقوقى مستتر گفت هر يك من نكردستم كنون * اين دعائى از برون نى از درون گفت جانا اين امام ما ز درد * بوالفضولانه مناجاتى بكرد گفت آن ديگر كه اى يار يقين * مر مرا هم مىنمايد اين چنين او فضولى بوده است از انقباض * كرد بر مختار مطلق اعتراض چون نگه كردم ز پس تا بنگرم * كه چه مىگويند آن اهل كرم