تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
جانب آسمان رسيد كه : يا سارية بن زنيم ! الجبل ! الجبل ! من استرعى الذئب فقد ظلم ! و همه گفتند كه : ما آن صدا را صداى عمر مىدانيم . بعد از آن مستغفرى نقل كرده است كتابت عمر را به رود نيل مصر به اين عبارت : من عبداللَّه عمر اميرالمؤمنين إلى نيل مصر ، تا آخر مكتوب كه مضمونش اين است كه : اين مكتوبى است از اميرالمؤمنين عمر به سوى رود نيل مصر ، اما بعد : به درستى كه اگر تو از پيش خود جارى مىشوى پس جارى مشو ، و اگر خداى واحد قهّار تو را جارى مىسازد ، پس ما از خداى واحد قهّار سؤال مىكنيم كه تو را جارى سازد ، پس آن مكتوب را در نيل انداختند ، و صبح شد در حالتى كه خدا آن را به قدر شانزده ذرع در يك شب زياده كرده بود . و از نافع از ابن عمر كه گفت : عثمان در خواب ديد - شبى كه در صبحش كشته گرديد - حضرت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را كه آن حضرت فرمود : اى عثمان ! به درستى كه تو فردا افطار نزد ما خواهى كرد ! پس عثمان در همان روز كشته شد . [

كرامات آقا اميرالمؤمنين

] و نيز به سند خود روايت كرده است كه : اميرالمؤمنين - كرم اللَّه وجهه - سؤال كرد از مردى از حديثى در رحبه ، پس آن مرد تكذيب آن حضرت نمود ، فرمود كه : تكذيب من مىكنى ؟ گفت : تكذيب تو نكرده‌ام ، حضرت فرمود كه : من نفرين بر تو خواهم كرد كه اگر دروغ گفته باشى حق تعالى چشم تو را كور كند ، گفت : نفرين كن ، پس اميرالمؤمنين - كرّم اللَّه وجهه - بر آن