تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
مىنويسند ، يا در موضعى دفن كنند و پيوسته بر آن نجاست مىكنند و خود را در معرض استدراج در مىآورند ، و به اين وسيلهء باطله به خواهشهاى دنى دنيوى مىرسند و غيب مىگويند ، و خوارق عادات ظاهر مىسازند ، مانند جوكيان . خلاصه ؛ از براى انبياء واجب است ظهور خارق از جهت اثبات نبوّتشان به اجماع مسلمين ، بلكه جميع ملّيين ، و أدلّهء عقليّه و نقليّه ، و همچنين واجب است از براى اوصياء انبياء و ائمهء معصومين - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - از براى اثبات امامتشان ، مانند پيغمبران كه با وجود تنصيص پيغمبر سابق بر لاحق ، محتاج است لاحق به ظهور خارق از براى اثبات نبوت خود بر غير مطلع بر نص يا منكران ، و ظهور خارق را نسبت به مدّعى نبوّت و امامت معجزه مىگويند ، و معجزه مخصوص است به پيغمبران . و اما خوارق غير معجزه ، پس چنان كه دانستى يا كرامت است ، يا سحر يا كهانت يا مكر و استدراج ، و تميز ميان آنها موقوف است بر ظهور خوبى صاحب خوارق ، مانند سلمان ، و ابوذر ، و مقداد ، و عمّار ، و رشيد هجرى ، و قنبر ، و سعيد بن جبير ، و ميثم تمّار وامثالهم ممّن ثبت ايمانهم وعدالتهم وحسن حالهم بالأخبار و شهادت الأخيار ، پس اگر صاحب خارق از خارج معلوم شود كه خوب بوده خارقش كرامت خواهد بود ، و اگر خوبى او معلوم نشود حكم به كرامت بودن آن نمىتوان نمود ، و احتمال مىرود كه از قبيل سحر و كهانت يا مكر و استدراج باشد . پس استدلال بر خوبى شخصى خصوصاً هرگاه مجهول الحال ، بلكه ظاهر النفس في الفعال و المقال باشد به مجرد ظهور خارق از او - چنان كه جمعى