تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
خارق بر دست او بدون معارضه تا سبب گمراهى خلق نشود ، بلكه اگر اتفاقاً خارقى از كاذبى ظاهر شود بايد موافق خواهش او نباشد ، يا از معارض او مثل آن ظاهر شود تا دعوى او باطل گردد ، و سبب اضلال خلق نگردد ، چنان كه نسبت به مدعيان نبوت كاذبه شد ، مثل مسيلمه كذّاب و أسود و سجاح . و قسم ثالث آن است كه : مقرون است به ادعاى ولايت و قرب به جناب احديت بدون دعوى نبوت ، و قائلون به جواز ظهور كرامت از اولياء اختلاف نموده‌اند در جواز ادعاء كرامت ، و بر تقدير جواز ادعاء آيا ممكن است كه موافق خواهش او به عمل آيد يا نه ؟ اما قسم رابع كه : عبارت است از اقتران خارق به ادعاى سحر و طاعت جن و شياطين ، پس نزد اصحاب ما جائز است ظهور خارق بر دست انسانى بدون ادعاى چيزى ، و آن انسان ؛ يا شخصِ صالح خوبى است يا بد است ، اگر خوب است آن ولى خواهد بود و خارقش كرامت است هر چند كه خودش دعوى ولايت نكند ، و ظهور خارق از او متفق عليه است ميان اصحاب ما ، يعنى اشاعره ، و انكار كرده‌اند آن را جماعت معتزله مگر ابوالحسن بصرى ، و رفيق او خوارزمى ، يعنى علّامهء زمخشرى ، و اگر آن شخص بد است و مردود است از درگاه إله ، پس ظهور خارق از او استدراج است نسبت به او ، و آن شخص مستدرج است . و در كتاب « دلائل النبوة » امام مستغفرى رحمه الله به اين مضمون مذكور است كه : كرامت اولياء حق ا ست ، به دليل قرآن و روايات صحيحهء بزرگان ، و اجماع اهل سنت و جماعت بر آن .