امرأة مصريّة اخرى
و هم امام يافعى در كتاب « روض الرياحين » آورده كه : يكى از اين طايفه گفت : در نواحى مصر زنى ديدم واله و حيران ، سى سال بر دو پاى ايستاده در زمستان و تابستان ، نه شب نشسته و نه روز ، و از آفتاب و باران وى را پناهى نبود ، و مارها و ثعبانها در گرد وى آمدند « 1 » .
امرأة خوارزميه
و هم امام يافعى در تاريخ از يكى از علماء نقل كرده كه گفت : در خوارزم زنى ديدم كه زيادت از بيست سال هيچ نخورده بود و هيچ نياشاميده « 2 » .
جاريهء حبشيه
شيخ محيى الدّين عبدالقادر گيلانى فرموده كه : اول بار كه از بغداد عزيمت حج كردم بر قدم تجريد ، و هنوز جوان بودم و تنها مىرفتم ، شيخ عدى بن مسافر مرا پيش آمد و وى نيز جوان بود ؛ پرسيد كه كجا مىروى ؟ گفتم : به مكه ، گفت : ميل به صحبت دارى ؟ گفتم : من بر قدم تجريدم ، گفت : من نيز چنانم ، با هم روان شديم ، در بعضى از روزها ديديم كه جاريهء حبشيه پيدا شد ، برقع بسته و پيش من بايستاد و تيز تيز در روى من نگريست .
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 632 .
( 2 ) نفحات الانس : 632 .