تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
خبر پرسيدم ، گفتند : در دير خراب است ، به آن دير درآمدم ، كنيزكى ديدم ضعيف جسم كه بىخوابى شب در وى اثر كرده ، بر وى سلام كردم جواب داد ، وى را گفتم : اى جاريه در مسكن نصارى مىباشى ؟ گفت : سر بردار غير خداى تعالى در هر دو سراى مىبينى ؟ گفتم : هيچ وحشت تنهائى نمىيابى ؟ گفت : از من دور شو ، او دل مرا از لطايف حكمت خود و محبت خود چنان پر كرده و شوق ديدار خود بر من گماشته كه در دل خود هيچ موضعى از براى غير او نمىيابم . گفتم : تو را حكيمه مىيابم ، مرا بيرون آر از اين تنگى ، و راه راست بر من بگشا ! گفت : اى جوان مرد ! تقوى زاد خود ساز ، و زهد طريق خود ، و ورع بارگير ، و سلوك كن در طريق خائفان ؛ تا برسى به جائى كه نه حجاب بينى آنجا و نه بوّاب ، خازنان خود را بفرمايد كه در هيچ كارى نافرمانى تو نكنند « 1 » .

امرأة مصريّه

در تاريخ امام يافعى از يكى از مشايخ روايت كرده كه : زنى بود در نواحى مصر ، سى سال بر يك جاى اقامت كرد كه سرما و گرما از آنجا نرفت ، و در اين سى سال هيچ نخورد و هيچ نياشاميد « 2 » .
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 631 و 632 . ( 2 ) نفحات الانس : 632 .