و وجدان از آن ظاهر است ، و ديگر جماعتى كه خود را منسوب به وى مىدارند و مريد وى مىشمارند ، اين فقير بعضى از ايشان را ديده و احوال بعضى را شنيده ، اكثر ايشان از ربقهء دين و اسلام خارج بودند و در دايرهء اباحت و تهاون به شرع و سنت داخل ، و شايد كه منشأ اين آن بوده باشد كه مشرب توحيد بر خدمت سيّد غالب بوده ، و نظر در جميع امور بر مبدأ داشته ، و بساط اعراض را بالكيه طى كرده بود ، و به مقتضاى كرم ذاتى كه داشته است فتوحات و نذورى كه مىرسيده همه را صرف اهل لنگر مىنمود ، اصحاب نفس و هوا را مقصود آنجا حاصل بوده و مانعى نه ، جماعتى از اهل طبع مجتمع شده بودهاند و از معارف وى سخن مىشنيدهاند ، و از سر نفس و هواداران تصرف مىكردهاند ، و آن را مقدمهء اشتغال به مشتهيات نفس و اعراض از مخالفات هوا مىساخته ، و در وادى اباحت و تهاون به شريعت و سنت مىافتاده ، و وى از اين همه پاك .
و بعضى ديگر از عزيزان كه به صحبت وى رسيده بود مىگفت كه : من به كرم ذاتى وى كس نديدهام ، و بعضى از مردم « خرجردِ جام » كه در قبول و انكار غالباً از تعصّب خالى بودهاند از وى بعضى كرامتها - كه اين طايفه را مىباشد - نقل مىكردند ، عزيزى كه بر سخن وى اعتماد هست از بعضى مسافران معتمد نقل كرد كه از تربت مقدسهء جام به عزيمت مشهد منوّر طوس شبگير پگاه كرده بودند در راه كه مىرفتهاند در جانب « خرجرد » روشنايى در نظر ايشان آمده بوده است كه از زمين مرتفع شده و به آسمان رسيده ، در تعجب ماندهاند كه آن چه روشنائى است ! هم در شب به « خرجرد » رسيدهاند ، ديدهاند كه آن روشنائى در جانب لنگر از خدمت سيّد است ، چون به لنگر
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 476
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٤٧٦