تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
وى چون به رياضت معتاد بود اختيار كرد كه وى را به گرسنگى بكشند ، از وى طعام باز گرفتند تا بمرد ، و عمر وى تا سى و شش يا سى و هفت رسيده بود ، و كان ذلك في سنة سبع و ثمانين و خمسمائه . و اهل حلب در شأن وى مختلف بودند ، بعضى وى را به زندقه نسبت كردند ، و بعضى به كرامات و مقامات او اعتقاد داشتند ، و مىگفتند كه : بعد از قتل شواهد بسيار بر كرامات وى ظاهر شد ، و اين موافق مىنمايد به آنكه شيخ شمس الدّين تبريزى فرمود كه : در شهر دمشق شيخ شهاب الدين مقتول را آشكارا مىگفتند كه كافر است ، من گفتم كه حاشا كه كافر باشد ، چون به صدق تمام درآمد در خدمت شمس ؛ بدر كامل شد ، گفت : من سخت متواضع باشم در نيازمندان صادق ، اما سخت با نخوت باشم با متكبّران ، شهاب الدّين علمش بر عقلش غالب بود ، و عقل مىبايد كه بر علم غالب باشد ، و حاكم دماغ كه محل عقل است در او ضعيف گشته « 1 » .

شيخ اوحد الدّين حامد كرمانى

مريد شيخ ركن الدّين سنجاسى است ، و وى مريد شيخ ابوالنجيب سهروردى ، بسيار بزرگ بوده ، و به صحبت شيخ محيى الدّين عربى رسيده ، و شيخ در كتاب « فتوحات » و بعض رسائل از وى حكايت آورده . و در باب ثامن از « فتوحات » آورده كه : شيخ اوحد الدين كرمانى گفت كه : در جوانى خدمت شيخ خود مىكردم ، در سفر بوديم ، و وى در عمارى نشسته بود و زحمت شكم داشت ، به جائى رسيديم كه آنجا بيمارستانى بود ،
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 587 و 588 .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 473 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )