آمدهاند قصد زيارت وى كردهاند ، چنان مشاهده افتاده است كه آن نورى است كه از آن خانه كه مرقد منوّر وى در آنجاست مىتابد ، و از بعض درويشان چنان يافتهام كه توجه به مرقد منوّر وى موجب جمعيت تمام است .
خدمت مخدومى خواجه ناصر الدّين عبداللَّه - مد اللَّه تعالى ظلال ارشاده - فرموده كه : خدمت سيّد قاسم حضرت خواجهء بزرگ را خواجه بهاء الدّين - قدس اللَّه تعالى اسراره - در نواحى ابيورد ديده بود و صحبت داشته ، و طريقهء ايشان را معتقد بوده ، و از وى فهم مىشد كه خود را بر اين طريقه مىداشت .
و در تاريخ سنهء ثلاثين وثمانمائه پادشاه وقت را در جامع هرات شخصى زخمى زد ، چنان معلوم شد كه وى را در لنگر خدمت سيّد خانه مقفّل بود ، به توهم آنكه مگر آن به وقوف وى بوده از شهرش عذر خواستند ، به جانب بلخ و سمرقند رفت ، و از آنجا مراجعت كرد و در « خرجردِ جام » متوطّن شد ، و در سنهء سبع و ثلاثين و ثمانمائه از دنيا برفته ، و قبر وى آنجاست « 1 » .
حكيم سنائى غزنوى
كنيت و نام وى ابوالمجد مجدود بن آدم است ، وى با پدر شيخ رضىالدّين على لالا ابناء عمّ بودهاند ، از كبراء شعراى صوفيهاند ، و سخنان وى را به استشهاد در مصنّفات خود آوردهاند ، و كتاب « حديقة الحقيقة » بر كمال وى در شعر و بيان اذواق و مواجيد ارباب معرفت و توحيد دليل قاطع
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 592 - 595 .