تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
الدّين رومى مذكور است كه : نور منصور بعد از صد و پنجاه سال به روح فريد الدّين عطّار نقل كرد و مربى او شد . گويند كه : سبب توبهء وى آن بود كه : روزى در دكان عطّارى مشغول و مشعوف معامله بود ، درويشى به آنجا رسيد و چند بار شىء اللَّه گفت ، وى به درويش نپرداخت ، درويش گفت : اى خواجه تو چگونه خواهى مرد ؟ عطّار گفت : چنان كه تو خواهى مرد ، درويش گفت : تو همچون من مىتوانى مرد ؟ عطّار گفت : بلى ، درويش كاسهء چوبين داشت ، زير سر نهاد و گفت اللَّه ، و جان بداد ، عطّار را حال متغيّر گرديد ، دكان را بر هم زد و به اين طريق درآمد . و گفته‌اند : مولانا جلال الدّين رومى در وقت رفتن از بلخ و رسيدن به نيشابور در صحبت وى در حال كبر سن رسيده ، و كتاب « اسرار نامه » را به وى داده ، و وى آن را دائماً با خود داشته ، و در بيان حقايق و معارف اقتداء به وى دارد ، چنان كه مىگويد :
گرد عطّار گشت مولانا * شربت از دست شمس كرد او نوش
و در موضع ديگر گفته :
عطّار روح بود و سنائى دو چشم او * ما از پى سنائى و عطّار آمديم
و حضرت شيخ در سنهء سبع و عشرين و ستمائه بر دست كفار شهادت يافته ، و سن مبارك وى در آن وقت صد و چهارده سال بود ، و قبر وى در نيشابور است « 1 » .
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 599 و 600 .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 479 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )