تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
كرده‌اند « 1 » . قاصر گويد : رد مجمل ترّهات مذكوره . . .

شيخ ريحان

وى در عدن مىبوده ، يكى از اخيار گفته كه : شخصى بر ساحل دريا بود نزديك به عدن ، نتوانست كه به عدن درآيد ، كه شب درآمده بود و دروازه بسته بودند ، شب در ساحل بحر بماند و هيچ چيزى نداشت كه شام بخورد ، ناگاه ديد شيخ ريحان بر ساحل است ، پيش وى آمد و گفت اى سيّد دروازه بسته‌اند و من هيچ ندارم كه شام بخورم ، مىخواهم كه مرا هريسه دهى ! گفت : اين را ببينيد كه از من شام مىخواهد ، و نمىخواهد مگر هريسه گوئيا من هريسه پزم ! گفتم : اى سيّدى از اين چاره نيست ، ناگاه ديدم كه كاسهء هريسه گرم حاضر شد اما روغن نداشت ، گفتم اى سيّدى روغن مىبايد ، گفت : اين را به بينيد هريسه نمىتواند خورد بى روغن ! مگر من روغن فروشم ؟ گفتم : اى سيّدى اين بى روغن نخواهم خورد ، گفت : اين كوزه را در كنار دريا بر ؛ و پر آب بيار تا وضو سازم ، رفتم و آب آوردم و كوزه را از من بستد و از آنجا روغن بر هريسه ريخت ، پس از آن بخوردم و هرگز مثل آن نچشيده بودم . ديگرى گفت كه : در ماه رمضان بين العشائين به بازار رفتم تا براى اهل خود چيزى خرم ، ناگاه شيخ ريحان مرا ديد و پيش خود كشيد و به هوا بالا برد ، و بسيارى من بگريستم و گفتم : مىخواهم كه مرا به زمين بازگردانى ، مرا
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 582 و 583 .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 468 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )