صحبت و خدمت وى تبرك مىجسته است .
روزى وى را گفت كه : كتابهائى كه پيش تو مستعار است به خداوندش بازده و به ديار خود مراجعت نماى ، سخن وى را قبول كرد ، چون به ديار خود رسيد و اهل ديار خود را ديد بيمار شد و وفات يافت .
توفي الشيخ ياسين في سنة سبع وثمانين وستمائه ، وكان عمره ثمانين ، وتوفي النووي سنة ست وسبعين وستمائه « 1 » .
شيخ عفيف الدّين تلمسانى
نام وى سليمان بن على است ، بعضى از متقشفهء فقهاء وى را به زندقه والحاد منسوب داشتهاند ، به دليل آنكه وى را گفتند يك بار : انت نصيرى گفت :
النصيرى بعض منى ، و بر واقف بر اصطلاحات اين طايفه پوشيده نباشد كه يكى از مقامات ايشان مقام جمع است ؛ كه صاحب آن مقام همهء اجزاى وجود را ابعاض و تفاصيل خود مىبيند ، و همه را در خود مشاهده مىكند ، چنان كه گفتهاند :
جزء درويش است جمله نيك و بد
و كتاب « منازل السائرين » را از مصنّفات شيخ عبداللَّه انصارى شرح نيكو كرده ، و وى را ديوان شعرى است در كمال لطافت ، توفي سنة تسعين وستمائه « 2 » .
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 572 .
( 2 ) نفحات الانس : 570 و 571 .