تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣

شيخ عيسى بن ميمار « 1 » يمنى

امام يافعى گويد كه : وى روزى بر فاحشه‌اى بگذشت ، وى را گفت : بعد از نماز خفتن پيش تو مىآيم ، زن خرّم شد و خود را بياراست ، بعد از نماز خفتن پيش وى آمد ، و در خانهء وى دو ركعت نماز بگزارد و بيرون آمد ، آن زن را حال بگشت ؛ توبه كرد ، و از هر چه داشت بيرون آمد ، و شيخ وى را به زنى به يكى از درويشان داد ، و گفت : طعام وليمه را عصيده « 2 » بسازيد و روغن مخريد ، اميرى را كه رفيق آن زن مىبود از آن خبر دادند تعجب كرد ، گفتند كه : وى را به يكى از درويشان داد ، و طعام وليمه عصيده ساخته‌اند و روغن ندارند ، امير بر طريق استهزاء دو شيشه خمر فرستاد كه اين را پيش شيخ بريد و بگوئيد شاد شديم و شنيديم كه روغن عصيده نيست ، اين را با عصيده بخوريد ، فرستادهء امير آمد ، گفت : دير آمدى يكى از آن دو شيشه را بستند و دست در آن كرد و بر عصيده ريخت ، و ديگرى را همچنان كرد ، و آن فرستاده را بگفت بنشين وبخور ، چون بخورد روغنى ديد كه خوشتر از آن نخورده بود ، پيش امير رفت و قصه را باز گفت ، امير نيز پيش شيخ آمد و بر دست وى توبه كرد « 3 » .
هامش
( 1 ) مصدر : هتاز . ( 2 ) عصيده / نوعى حلوا كه از آرد و روغن تهيّه كنند ( فرهنگ معين : 2 / 2313 ) . ( 3 ) نفحات الانس : 564 و 565 .