تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
شيخ احمد مقعّد شده بر جاى بماند تا آن وقت كه به حق تعالى پيوست ، و شيخ سعيد مبتلا شد به آنكه تن خود را مىكند و مىبريد تا به جوار رحمت حق پيوست . امام يافعى گويد : احوال فقرا از شمشيرهاى برنده تيزتر است ، چون اصحاب احوال با يكديگر برابر باشند احوال ايشان در يكديگر سرايت مىكند ، و اگر برابر نباشند حال قوى در ضعيف سرايت كند ، و گاه مىباشد كه حال سابق تأثير كند دون المسبوق ، هذا هو الظاهر « 1 » .

شيخ نجم الدّين عبداللَّه بن محمّد اصفهانى

وى شاگرد شيخ ابوالعباس مرسى ، سالهاى بسيار مجاور مكه بوده ، و مناقب وى بسيار ، و كرامات وى بىشمار ، يكى از علماى يمن گفته كه : پدر خود را بيمار گذاشتم و به حج رفتم ، چون به مكه رسيدم و حج گذاردم ، خاطر من به جهت پدر پريشان بود ، با شيخ نجم الدين گفتم : چه شود كه خاطر بر آن دارى كه در بعض مكاشفات خود بر احوال وى مطّلع شوى و با من بگوئى ؟ در حال بنگريست و گفت كه : از بيمارى صحت يافته ، و بر بالاى سرير خود مسواك مىكند ، و كتابهاى خود را گرد خود نهاده ، و صفت و حلّهء وى چنين و چنان است ، و نشانه‌هاى راست باز داد و هرگز وى را نديده بود . روزى همراه جنازهء يكى از اولياء اللَّه بيرون آمده بود ، چون ملقّن - كه يكى از اكابر فقهاء بود - بر سر وى بنشست كه تلقين كند ، شيخ نجم الدّين بخنديد ، يكى از شاگردان سبب خنده را پرسيد وى را زجر كرد ، پس بعد از
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 574 و 575 .