تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
گردد ، پيش هر شيخ كه رفت گفت : تو را همين پسنديده است محتاج به شيخى ديگر نيستى ، تا آن بود كه بر شيخ كبير على اهدل رسيد و التماس صحبت كرد ، وى را قبول فرمود . توفي سنة احدى وخمسين وستمائه « 1 » .

ابوالحسن شاذلى

نام وى على بن عبداللَّه است ، شريفى است حسينى ساكن اسكندريه ، از كبار اولياء اللَّه است ، و عظماء مشايخ . وى گفته : يك بار هشتاد روز گرسنه بودم ، در خاطرم آمد كه تو را از اين كار نصيبى حاصل شد ، ناگاه زنى ديدم كه از مغازه‌اى بيرون آمد به غايت خوب روى ، گويا روى او نور آفتاب بود و مىگفت : منحوسى هشتاد روز گرسنه بر در ايستاده و ناز بر خداى تعالى مىكند ؛ به عمل خود ، و شش ماه بر من گذشته است كه طعام نچشيده‌ام . در سنهء اربع وستين وستمائه رفته از دنيا ، در وقت توجّه به مكّهء مباركه در صحرائى كه آب شور داشت ، چون وى را آنجا دفن كردند به بركت وجود وى آب آن صحرا شيرين شد « 2 » . راستى چه دروغ شاخدارى ؟ !

شيخ ياسين حجّام مغربى اسود

وى از ارباب ولايت و اصحاب كرامت بود ، اما در صورت حجّامى آن را پوشيده مىداشت ، امام نووى از جملهء مريدان و معتقدان وى بوده ، و به
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 565 و 566 . ( 2 ) نفحات الانس : 567 - 570 .