تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
خَمْسينَ أَلْفَ سَنَةٍ ) « 1 » دغدغه و نزاعى بود ، شيخ گفت : اين واقعه رحمتى است از خداى تعالى بر تو و رفع اشكال و تصحيح ايمان و اعتقاد تو است ؛ به آنكه خداى تعالى قادر است بر آنكه نسبت به بعض بندگان خود زمان را بسط كند و دراز فرا نمايد با آنكه كوتاه باشد نسبت به بعضى از بندگان ، و همچنين است حال در قبض زمان كه زمان دراز را كوتاه فرا نمايد ، واللَّه القادر على ما يشاء . و نزديك به اين قضيّه است آنكه صاحب فتوحات ذكر كرده است كه : شخصى جوهرى از خود حكايت كرد كه مقدارى خمير از خانهء خود به فرن « 2 » برد تا نان پزند ، وى را جنابت رسيده بود ، به كنار نيل رفت و به آب درآمد تا غسل كند ، از خود غايب شد و ديد ؛ همچنانكه كسى در خواب بيند كه وى در بغداد است ، و آنجا كدخدا شد ، و مدت شش سال با خاتون خود بسر برد ، و از وى فرزندان آمد ، بعد از آنكه با خود آمد خود را در ميان آب ديد غسل تمام كرد و جامه پوشيد و به فرن رفت و نان گرفت و به خانه آمد ، و با اهل خانه آن واقعه باز گفت ، چون ماهى چند برآمد زن از بغداد آمد و فرزندان همراه آورد و خانهء جوهرى مىپرسيد ، چون به هم ملاقات كردند جوهرى فرزندان و خاتون را بشناخت ، از آن زن پرسيدند كه چند است كه تو را زن كرده است ؟ گفت : شش سال است « 3 » .
هامش
( 1 ) المعارج ( 70 ) : 4 . ( 2 ) فرن : تابهء سفالين كه در آن نان پزند . ( فرهنگ معين : 2 / 2527 ) . ( 3 ) نفحات الانس : 562 - 564 .