تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
العوائد ، رأيته يمشي على البحر ، وطي الأرض ، ورأيته يصلّي في الهواء . وأعظم أسباب طعن طاعنان در وى كتاب فصوص است ، و اين فقير از خدمت خواجه برهان الدّين ابونصر پارسا قدس سره چنين استماع دارد كه مىگفت : والد ما مىفرمود كه : « فصوص » جان است و « فتوحات » دل ، و هر جا كه والد بزرگوار ايشان در كتاب « فصل الخطاب » ( قال بعض الكبراء العارفين ) گفته است ، مراد به آن حضرت شيخ است . در فتوحات مىآرد كه يكى از مشايخ ما را گفتند كه : دختر فلان پادشاه كه خلق را از وى منفعت بسيار حاصل است و نسبت به شما اخلاص و اعتقاد تمام دارد بيمار است ، به آنجا مىبايد رفت ، شيخ به آنجا رفت شوهر وى را استقبال كرد و شيخ را به بالين وى آورد ، ديد كه در نزع است ، گفت : زودتر وى را دريابيد پيش از آنكه برود ، شوهرش گفت : چون دريابيم او را ؟ گفت : وى را باز خريد ، ديت كامل وى را آوردند ، نزع و رنج جان كندن وى در توقّف افتاد ، دختر چشم بگشاد و بر وى سلام كرد ، شيخ وى را گفت : تو را هيچ باكى نيست ، و ليكن اينجا دقيقه‌اى است كه بعد آنكه ملك الموت نازل شد دست خالى باز نمىگردد ، و چاره نيست از بدلى ما تو را از وى خلاص كرديم ، اين زمان از ما حق خود مىطلبد ، باز نخواهد گشت مگر آنكه جانى قبض كند ، تو اگر زنده باشى خلق را از تو آسايش بسيار است ، و تو بسيار عظيم القدرى ، و فداى تو نمىشايد جز عظيم القدرى ، مرا دخترى است كه دوست‌ترين دختران من است نزديك من ، وى را فداى تو مىسازم . و بعد از آن روى به ملك الموت كرد وگفت : بى آنكه جانى ببرى نزديك پروردگار خود نمىروى ، جان دختر مرا بگير ؛ بدل وى كه وى را از خداى
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 440 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )