تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
من زلّتى در وجود آمد ، مرا از ميان ايشان براندند : و اكنون مرا در بازاراها قفا مىزنند ، و بر آن زلّت تأديب مىكنند . وى را ديوانى است مشتمل بر عيون معارف و فنون لطايف ، كه يكى از قصائد آن قصيده تائيه است كه هفتصد و پنجاه بيت است كما بيش ، و قد اشتهرت هذه القصيدة بين مشايخ الصوفيّه و غير هم من الفضلاء والعلماء ، وأهل الحقيقه ، و گفته‌اند كه : كس ديگر را ميسّر نشده است و ميسور هيچ كس از اهل فضل و هنر ، بلكه مقدور اكثر نوع بشر نتواند بود . شيخ فرمود كه : چون قصيده تائيّه گفته شد ، رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را به خواب ديدم ، فرمودند كه : يا عمر ! ما سمّيت قصيدتك ؟ گفتم : يا رسول اللَّه ! آن را « لوايح الجنان وروايح الجنان » نام كرده‌ام ، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : لا ، بل سمّها « نظم السلوك » فسمّيتها بذلك . و حكايت كرده‌اند از اصحاب وى كه گفتند : وى اين قصيده را نه بر قاعده شعرا گفته ، بلكه گاهى وى را جذبه‌اى مىرسيد ، و روزها يا هفته ، يا ده روز كما بيش از حواس خود غايب مىشد ، چون به خود حاضر مىشد املا مىكرد ، و سى بيت يا چهل يا پنجاه بيت آنچه خداوند حق سبحانه بر وى در آن غيبت فتح كرده ، بود بعد از آن ترك آن مىكرد تا آن وقت كه مثل آن حالت معاودت كردى . توفي في الثاني من جمادي الاولى سنه اثنتين وثلاثين وستمائه « 1 » . ظاهراً آن بقّال سنى بوده و ابن فارض نفهميده ، زيرا كه وضوى مذكور نزد اكثر سنّيان صحيح است .
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 539 - 545 .